مسافران راه شادی - هلیا

این خانم هنرمند رو که میبینید هلیا خانمه

درسته که موقع کلاس باید می رفتیم توی فضای باز و ماسک می زدیم ولی بی شک از لذت بخش ترین زمانن هایی بود که اونسال تابستون کنار هلیا جان گذروندیم. در عین خلقیات صورتی و دخترانه خیلی جدی و مسلط و مستقل بود، کافی بود که موضوع و روش کار رو توضیح م دادم و بدون هیچ راهنمایی و کمکی تموم کار رو به خودش می سپردم، و عالی نتیجه می داد. بعضی اوقات نا محسوس به چالش می کشوندمش تا ببینم دختر خلاقمون چه راه چاره ای را در نظر می گیره و اون وقت بود که من میشدم شاگرد و هلیا میشد معام من، چون خیلی چیزا ازش یادگرفتم. به طور کلی اگه هم قد بچه ها بشیم و بفهمیمشون می تونیم کلی تجربه ناب رو باهم داشته باشیم که قطعا به شادی ختم میشه.

مسافران راه شادی - مانی

مسافران راه شادی - مانی عزیزم

بی شک مثل صاحب اسمش توی هنر تک و پیشرو هستی و خواهی موند. مانی عاشق حیووناته از این بابت تصمیم گرفتم خیلی از موضوعات کلاسمون حول محور حیوانات باشه و برق رضایت رو توی چشمای مانی جان می دیدم، تصویر ساز حرفه ای با دستان و ذهنی غنی و قوی ما، پنجشنبه ها باهم کار داشتیم و تمام خستگی طول هفته برای من کنار مانی کاملا فراموش می شد.

مسافران راه شادی - یوسف عزیزم

مسافران راه شادی - یوسف عزیزم

با هوش طبیعت گرای بالا، طوری که هربار که برای کلاس می اومدیم و توی حیاط می رفتیم پروانه ای که بعده ها اسمشو گذاشتیم پرپری سر و کله اش پیدا می شد و ساعت ها گرد گل زیبای ما یوسف پرواز می کرد. حواس جمع و نکته سنجی و تلاشگر بودن یوسف جان قابل ستایش بود. شعر های شاهنامه رو با پدر بزرگ مهربونش می خوند و کلی کلاس هنری و ورزشی متناسب با سنش می رفت، یه چپ دست قوی و باهوش جا داره از بزرگ تر های مهربونش تشکر کنه برای پرورشش به همه جوانب رشد یوسف جان می پردازند، زنده باشین و سلامت.